“فجر”

فجر یعنی لاله‌ای آغشته به رنگ جنون
فجر یعنی پیرهن‌هایی که شد رنگین به خون

فجر یعنی آسمانی فارغ از ابر ستم
فجر یعنی بارش رحمت ز اول تا کنون

فجر یعنی یک هدف، یک مقتدا دنبال آن
مردمی دل خسته از نامهربانی درون

از افق خورشید رخشان تا در عالم زد قدم
ظلمت جور و ستم را کرد منفور و زبون

عاقبت دستی به دامان شهادت شد دراز
از پس آن یاس هم شد ارغوانی، لاله گون

انقلاب ما یقیناً انفجار نور بود
چون از آن شمس ولایت تا قیامت زد برون

ای « رضی » تو میوه‌ی این انقلابی قدردان
در ره این عشق باید سرکشی جام جنون

———————————————————————
شاعر : حسین رضائیان