کشتی پهلو گرفته

سرشناسه : شجاعی مهدی ۱۳۳۹ – عنوان و نام پدیدآور : کشتی پهلو گرفته نوشته مهدی شجاعی مشخصات نشر : تهران نشر جوان ۱۳۶۸ . چاپ چهلم

کتابی است که سید مهدی شجاعی نویسنده ایرانی آن را نوشته است. این کتاب، روایتگر زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) با زبان ادبی و داستانی است و مصائب ایشان را از زبان اطرافیان بازگو می‌کند. این اثر از پرتیراژترین کتاب‌های ادبیات داستانی ایران است. طبق آمار وزرات ارشاد ایران بیشتر از ششصد هزار نسخه از این کتاب منتشر شده است.

این کتاب، ضمن مروری بر نقاط عطف حیات حضرت فاطمه زهرا(س)، روایت مصائب زندگی ایشان از زبان اطرافیانشان و نیز شخص خودشان است. در واقع می‌توان گفت این کتاب مرثیه‌ای است منثور از زبان و دلِ صاحبانِ عزای فاطمی. کتاب از ۱۴ فصل تشکیل یافته و راوی اول شخص در هر کدام از فصول، یکی از وابستگان حضرت فاطمه(س) هستند. .۰خواننده کتاب در خلال خواندن این اثر با تاریخ این دوران آشنا می‌شود.
کتاب کشتی پهلوگرفته در چهارده فصل شکل گرفته است و نام فصل‌ها نیز از شخصیت‌های اطراف حضرت فاطمه(س) وام گرفته شده‌اند.
فصل اول حضرت رسول (ص)
فصل دوم خدیجه (س)
فصل سوم خود حضرت زهرا (س)
فصل چهارم امیرالمؤمنین علی (ع)
فصل پنجم امام حسن (ع)
فصل ششم امام حسین (ع)
فصل هفتم مجدداً حضرت زهرا (س)
فصل هشتم حضرت زینب (س)
فصل نهم فضه
فصل دهم ام کلثوم (س)
فصل یازدهم اسماء
فصل دوازدهم برای بار سوم حضرت فاطمه (س)
فصل سیزدهم مجدداً حضرت امیر (ع)
فصل چهاردهم از زبان آسمان روایت می‌شود.
سید مهدی شجاعی در سال ۱۳۳۹ش در تهران متولد شد. ابتدا کارگردانی خواند و سپس به نمایشنامه نویسی و ادبیات دراماتیک روی آورد. محور اصلی فعالیت‌های او هنر و ادبیات متعهد بوده است. مجله صحیفه، رشد جوان، نیستان از مجلاتی است که شجاعی مسئولیتی در آن‌ها بعهده داشته است. حدود صد و بیست کتاب از وی منتشر شده که برخی از آن‌ها به زبان‌های دیگر ترجمه شده‌اند. در برخی از جشنواره‌های بین المللی نیز بعنوان داور حضور دارد. مسولیت‌های متعدد هنری و فرهنگی را نیز بر عهده وی واگذار شده است. انتشارات نیستان متعلق به اوست.

بخشی از کتاب

روزگار غریبی است دخترم! دنیا از آن غریب تر! این چه دنیایی است که دختر رسول خدا را در خویش تاب نمی‌آورد؟ این چه روزگاری است که «راز آفرینش زن» را در خود تحمل نمی‌کند؟ این چه عالمی است که دردانۀ خدا را از خویش می‌راند؟ روزگار غریبی است دخترم. دنیا از آن غریب تر. آنجا جای تو نیست، دنیا هرگز جای تو نبوده است. بیا دخترم، بیا، تو از آغاز هم دنیایی نبودی. تو از بهشت آمده بودی، تو از بهشت آمده بودی…