شور و اشتیاق دانش آموزان برای در کنای یکدیگر بودن در روز اول مهر ماه

دل دل میکردیم اولین زنگ تفریح مدرسه بخوره بریم تو حیاط و از حال و هوای دوستامون با خبر بشیم.

ببینیم تو این سه ماه تعطیلی کجا بودن ، چیکارا کردن خلاصه زنگ خورد و از کلاس اومدیم بیرون که بریم تو حیاط دیدیم آقای میری و آقا رضا با یه جعبه بستی منتظر ما هستن، خیلی حال داد هم با دوستامون تو یه حیاط بودیم، هم داشتیم بستنی میخوردیم.

اولین خاطره ما که خیلی خوب بود خداکنه هر روزمون تو این سال تحصیلی خاطره خوب بشه